شهید مرتضی بشارتی

فائزون شهید مرتضی بشارتی رامعرفی می کند این شهید والامقام در بخشی از وصیت نامه اش عنوان کرده است،دل بستن به مادیات به مولا قسم که انسان را به چاههای عمیق و منجلا بهای فساد فرو می برد.

نام:مرتضی

نام خانوادگی:بشارتی

نام پدر:اسماعیل

محل تولد:زابل

تاریخ تولد:۱۳۴۵/۶/۳۰

تاریخ شهادت:۱۳۶۵/۲/۲۵

محل شهادت:شلمچه

عملیات:کربلای ۵

تحصیلات:سیکل - راهنمایی

دین:اسلام

مذهب:شیعه

کدخبر : 15505 | تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۱۱/۴|۱۱:۲۴

دو برادر ، دو مونس ، دو همسنگر ، دو همرزم و دو شهید از خانواده « حاج اسماعیل بشارتی »

آری دوستان ! خانواده بشارتی دو پسر خود را تقدیم انقلاب کرده است . حاج اسماعیل بشارتی که در خدمتِ ارتشِ جمهوری اسلامی بود و همسرش معصومه آبیلی مانند دیگر پدران و مادرانِ این استان با وجود تعلّق خاطر و محبت عمیقی که نسبت به فرزندانشان داشتند ، با آب و آینه و قرآن پسران برومندشان را برای حضور در میادین نبرد حق علیه باطل بدرقه کردند .

شهید مجید بشارتی در سال 1343 و برادرش شهید مرتضی بشارتی در سال 1345 متولد شدند . این دو برادر ، مانند برادران دو قلو همیشه و در همه حال با هم بودند و اختلاف سنی برایشان معنی نداشت . هنگامی که در مقطع راهنمایی درس می خواندند ، مبارزات قهرمانانه ملت ایران به رهبری امام خمینی ( ره ) آغاز شد و این دو برادر نیز در حد توان و به تناسب سن خودشان ، همگام و همراه با اقشار مختلف ملت در این مبارزات شرکت کردند و بر علیه طاغوتیان به مبارزه پرداختند . پس از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی مجید و مرتضی که شخصیتشان بر پایه ی معنویات و ارزش های والای انسانی شکل گرفته بود و افرادی انقلابی و کوشا بودند با شروع جنگ تحمیلی در سال 1360 به سوی دیار عاشقان شتافتند . این دو برادر در جبهه نیز با هم بودند و با هم به مرخصی می رفتند و هم زمان از مرخصی بر می گشتند ناگفته نماند که شهید مرتضی ترکش های زیادی در بدن داشت و هیچ کس از زمان و مکان مجروح شدنش با خبر نبود .

شهید مرتضی در آخرین مرخصی اش یک شب دیر وقت به خانه برگشت . وقتی مادر علّت را پرسید او گفت : « رفته بودم به دیدار شهید عالی کنار قبرش دراز کشیده بودم و قول و قرارمون رو یاد آوری می کردم آخه ما قرار گذاشته بودیم که هرکی زودتر شهید بشه شفاعت دیگری رو هم بکنه و من برای گلایه سر مزار حسین رفتم تا باهاش حرف بزنم که خوابم برد و تو خواب دیدم که قبر شهید عالی شکافته شد و حسین با خوشحالی منو بغل کرد و گفت که مرتضی جان چرا ناراحتی من اصلاً تو رو فراموش نکردم یه جای خوبی برای تو اینجاست و من منتظرم که تو هم بیای ... »

در عملیات « کربلای 5 » بود که یک بار دیگر دو برادر همرزم شدند . گروهانی که مرتضی در آن حضور داشت در نقطه ای حساس از شلمچه وارد عمل شد و او پس از مقاومتی مردانه به شهادت رسید . دوستان در ابتدا سعی داشتند مجید از شهادت مرتضی با خبر نشود ولی مجید که به شدت علاقه مند و وابسته به برادرش بود جویای احوال مرتضی شد و در جریان شهادت مرتضی قرار گرفت . پس از آن فرماندهان و همرزمان سعی کردند مجید را متقاعد کنند به عقب برگردد و مراسم تشییع جنازه ی مرتضی را برگزار کند ولی مجید نپذیرفت و گفت : « اگر مرتضی رفته به حساب خودش رفته و من هم برای عشقی که خودم به میهن دارم به مسئولیتی که پذیرفته ام باید عمل کنم . »

 و به میدان نبرد برگشت طوری که انگار شهادت برادر هیچ تأثیری در روحیه او نگذاشته بود . او گروهانش را فرماندهی کرد تا این که نهایتاً در همان عملیات به درجه ی رفیع شهادت نائل آمد و به برادرش پیوست . به علت پیچیدگی و شدت درگیری در شلمچه پیکر آن دو عزیز تخلیه نشد و آن دو برادر دو ماه مفقود الاثر بودند تا چون همیشه با هم به آغوش خانواده بر گشتند

به گزارش فائزون در وصیت نامه شهید مرتضی بشارتی عبارت های کلیدی وجود دارد که در ذیل آمده است

 بارالها، تو را سپاس می گویم که در تمام حالات زندگی ام پرده حجاب گناهانم را پاره نکردی.

 خدایا، شهادت می دهم که هیچ معبودی غیر از تو در روی این عالم هستی وجود ندارد و تنها تو معبود تمام عالم هستی.

  مادرم، همیشه به فاطمۀ زهرا(ع) اقتدا کن.

  مادرم، همچون زینب کبری(ع) در مشکلات صبر را پیشه راه خود قرار بده.

 برادرم، بدان که دنیا محل گذر است.

 دل بستن به مادیات به مولا قسم که انسان را به چاههای عمیق و منجلابهای فساد فرو می برد.

 آرزو دارم که همیشه از امام خود پیروی کنید.

 سعی کنید که در همۀ برنامه های زندگی خود بهترین شخص را به عنوان الگو در زندگی قرار بدهید و انبیاء و امامان و رهبرمان بهترین اشخاص می باشند.

مرتضی بشارتی

بسم الله الرحمن الرحیم

  « اشرف الموت قتل الشهادة »

 «مپندارید آنان که در راه خدا کشته می شوند مردگانند بلکه آنان زنده اند و در نزد پروردگارشان روزی می طلبند»

 به نام الله پاسدار حرمت خون شهیدان، به نام آن که جن و انس را آفرید تا تنها او را عبادت کنند و رسولانی فرستاد تا جاهلان را از چاه های عمیق و تاریک به سوی نور هدایت کنند. به نام آن که تمام هستی و وجود ما از اوست. ( بارالها، تو را سپاس می گویم که در تمام حالات زندگی ام پردۀ حجاب گناهانم را پاره نکردی، آنقدر گناهکارم که حس می کنم که یکی از بدترین بندگانت در این دنیا و در آخرت می باشم. شرمنده ام که نتوانستم وظایفی را که به گردن این عبد قرار داده ای به نحو مطلوبی به پایان برسانم اما باز به لطف تو امید دارم.)

 معبودا، دوری از تو مرا رنج می دهد تمام دوستانم این معامله را با تو به نحو خوبی به پایان رساندند، خدایا مگر چقدر گناه کرده ام که هنوز باید از این دوری رنج ببرم . خدایا تو را به حسین(ع) قسم که با این بنده ضعیف هم از این معامله ها بکن. خدایا، شهادت می دهم که هیچ معبودی غیر از تو در روی این عالم هستی وجود نداردو تنها تو معبود تمام عالم هستی . شهادت می دهم که محمد (ع) فرستادۀ توست و رسول تو. خدایا شهادت می دهم که حضرت علی (ع) اولین امام شیعیان و ولی توست و یازده فرزند او را به عنوان امامان خویش و بهترین رهبران جهان، شهادت میدهم.

 و اما سخنی به پدر و مادر عزیزم:

پدرم: شرمنده ام که نتوانستم حق پدر و فرزندی را به خوبی ادا کنم، سپاسگزارم تو را هنگامی که می خواستم به جبهه بیایم دستم را به عنوان مخالفت نگرفتی و هر دفعه خوشحال تر از دفعۀ قبل با من برخورد می کردی. مادر عزیزم : نمی دانم که چگونه تو را راضی کنم که حقت را بر من حلال کنی . آن هنگامی که شب ها بر گریه هایم از خواب نازنینت بیدار می شدی، دست محبت بر گونه هایم می کشیدی. مادرم، همیشه به فاطمۀ زهر ا(ع) در مشکلات اقتدا کن و همچون زینب کبری(ع) صبر را پیشه راه خود قرار بده. پدر و مادرم : می دانم که در غم از دست دادن فرزندتان گریه و اشک می ریزید ، اما مواظب باشید که صدایتان را منافقین  نشنوند. در مراسم من شربت و شیرینی پخش نمایید (برای کوری چشم منافقان ).

 برادرانم، از این که همیشه مرا در تمام برنامه های زندگی ام رهنما بوده اید تشکر می کنم . انشاءالله خداوند به شما جزای خیر عطا بفرماید . برادرم : بدان که دنیا محل گذر است دل بستن به مادیات به مولا قسم که انسان را به چاه های عمیق و منجلاب های فساد فرو می برد همیشه علی گونه زندگی کنید. و اما خواهرانم : نمی دانم که در وصفتان بر روی این صفحۀ کاغذ و با این قلم ناتوان چه بنویسم . اما جای تشکر از شما هست که مهم ترین امانتی که بر دوش شما فاطمه  زهرا(ع) گذاشت خوب حفظش کردید . بله درست حدس زدید ، حفظ حجاب . تمام  طاغوتیان می خواهند که این امانت را از شما بگیرند . اصل ها و تبصره هایی را به تصویب خویش رساندند . اما باز شما این امانت را حفظ کردید . گل زیباست به طبیعت زیبایی خاصی می دهد، اما می دانید که چرا از بوتۀ خویش او را جدا می کنند؟ به خاطر این که از داخل حجاب غنچۀ خویش بیرون می آید و خویش را بر همگان نشان می دهد . حال این امانت را حفظ کنید که اگر حفظ کردید ، فاطمه زهرا(ع)از شما راضی خواهد شد و من خاک پای تان را سرمۀ چشم قرار می دهم.

 دوستان و آشنایان : از همۀ شما حلالیت می طلبم و آرزو دارم که همیشه از امام خود پیروی کنید سعی کنید که در همۀ برنامه های زندگی خود بهترین شخص را به عنوان الگو در زندگی قرار بدهید و انبیاء(ع) و امامان(ع) و رهبرمان بهترین اشخاص میباشند.من حدوداً صد ( 100 ) روز روزة قضا دارم که متأسفانه در ماه مبارک رمضان همیشه در جبهه بوده ام و خداوند مرا لایق مهمان شدن در درگاه خویش ندانسته.

 فکر می کنم که همۀ شما می دانید که آخرین وصیت شهیدان چیست؟ امام را تنها نگذارید.

 « اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمداً عبده و رسوله و اشهد ان علیاً  ولی الله »

 « والسلام »

 عبد فانی مرتضی بشارتی

 65/ 12/ 12

ارسال نظر






captcha
ارسال