فائزون|این جنگ پایان دوقلوها را همسان نوشت

این جنگ پایان دوقلوها را همسان نوشت

تاریخ که دست به قلم می‌شود، روایت‌هایی می‌نویسد که در آن عشق رنگی دیگر دارد و غمی دیگر؛ داستانی در بزنگاه جنگ و اشک عرشیان برای دو برادر دوقلو که راهشان هم در یک نقطه به آسمان رسید.

کدخبر : 38764 | تاریخ انتشار : ۱۴۰۴/۱۲/۱۸|۱۱:۰۱

به گزارش فائزون به نقل از خبرگزاری فارس: تاریخ که دست به قلم می‌شود، روایت‌هایی می‌نویسد که حتی واژه‌ها هم در برابر عظمتشان سر تعظیم فرود می‌آورند. روایت‌هایی که در آن خون و عشق در هم می‌آمیزد و حماسه‌ای ماندگار خلق می‌شود؛ از آن حماسه‌هایی که دل می‌لرزد و نسل در نسل در یادها می‌ماند.از آن حماسه‌هایی که رنگی دیگر دارد و غمی دیگر؛ داستان از این قرار است، روایت اشک عرشیان برای دو برادر دوقلو که سرنوشت‌شان از آغاز با هم گره خورده بود و پایان راهشان هم در یک نقطه به آسمان رسید.حمیدرضا و علیرضا زارعی؛ دو نام اما یک روح که زیر آماج هجوم دشمن یکه‌تاز آسمان شدند. دو پاره از یک جان سال‌ها در کنار هم زیستند و عاقبت در عنفوان جوانی و مسیر خدمت به وطن، دست در دست یکدیگر تا آستانه آسمان پر کشیدند.روز چندم جنگ به دیدار شتافتند را به خاطر ندارم، آخر زمان و زمین سپر انداخته و تقدیر این چنین نوشته بود که آسمان دو ستاره را همزمان در آغوش بگیرد و گل واژه شهادت را هدیه کند.

شهادت، هدیه دوقلوهای همدانی

هدیه به دوقلوهای همدان که از کودکی تا مردانگی همگام و همدل بودند، این را من نه! عقد اخوت‌شان می‌گوید و حس‌وحال کم تکرارشان که زبانزد شهر بود، حالا در پرواز هم شهره عام و خاص شدند.طوری که انگار در بزرگ‌ترین انتخاب زندگی‌شان از هم جدا نشدند و دست آخر هم تاجی شدند بر تارک این کهنه دیار، انتخابی که پایانش شهادت و آغاز جاودانگی بود.چطور و چگونه‌اش هم اگر خواسته باشید باید رخت خدمت و عشق به وطن و دعوت سیدالشهدا را در گوشه غرب یکجا در یادتان جا دهید و راوی شگفتانه‌هایی شوید که در بحبوحه جنگ و موشک و دشمنی متولد می‌شود.تولدی که یحتمل دل مادر را خالی کرد و کمر پدر را خم، اما تولد عشقی بزرگ است که مام وطن نام دارد و گاه‌گاه نه! مادامی که نفس می‌کشیم در دل آدمی می‌نشیند و اگر قرارش برسد دو همزاد، دو برادر دوقلو به رسم همیشه زندگی یک آن طعمش را می‌چشند و رخت سرخ شهادت تن می‌کنند.

صور اسرافیل برای بازگشت دوقلوها

شاید هم طلبیدن است به رسم عرشیان، طلبیدنی که مادر و پدری را گواه گرفته و شاهد پرواز همزمانشان شده؛ پروازی که پیشانی اقتدار و برگ زرین کتاب قطور جنگ رمضان شده.از آن طلبیدن‌ها که تاریخ هم کم می‌آورد و حکایتش آغوش خالی مادر است و داغی به وسعت دل شکسته همه مادران ایران، روایت داغ سنگینی که یک شهر را به اشک می‌نشاند و افتخار، بی‌گمان دو راهی اندوه و شکوه جان گرفته این روزها.روزهایی که زیر سایه جنگ ناجوانمردانه و متجاوزانه و حمله موشکی به خاک پاک جغرافیای مردمان تاریخ‌ساز، دو برادر دوقلو جام به دست، دست‌خط همبستگی را مهمور کردند و شهید شدند.شاید هم راز جاودانگی این دیار شدند دور از گزند هر دشمنی و هر دست درازی، سَر و سِری که خدا داند و مادران چشم انتظار و غیرتی که فرزندان ایران دارند.این روایتی است که تاریخ می‌نویسد و از گلستان واژه‌ها ایران و فرزندانش را بلند بلند هجی می‌کند تا به گوش فلک برسد و تلألو ایمان‌شان باشد.
انتهای پیام
 

ارسال نظر






captcha
ارسال