فائزون|فرمانده اینطوری پدرمان را درمی‌آورد

فرمانده اینطوری پدرمان را درمی‌آورد

ماجرای پیرزنی که تخم‌مرغ‌ به جبهه می‌فرستاد را برخی از ما شنیده‌ایم، ماجرایی که شهید رفیعی در تمام جلسات به آن اشاره می‌کرد تا اینکه یکی از نیروهایش به شوخی حرفی به او می‌زند.

کدخبر : 38642 | تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۱۱/۳۰|۰۹:۴۰

به گزارش فائزون؛ رضا هاشمی از نیروهای اطلاعات عملیات لشکر ۱۷ علی‌ابن ابیطالب(ع) روایت‌های طنزآمیزی از دوران دفاع مقدس دارد که یکی از این خاطرات مربوط به فرمانده‌ای بود که در جلسات متعدد به رزمنده‌ها تبعات اسراف در جبهه را گوشزد می‌کرد. در این روزها که سالگرد شهادت شهید خسرو رفیعی است، خاطره‌ای از رضا هاشمی در این باره را می‌خوانیم.

🔺شهید خسرو رفیعیخسرو رفیعی مسئول دسته‌مان در عملیات بدر بود که در عملیات والفجر هشت شهید شد. او هر موقع نیروهای دسته را جمع می‌کرد، از اسراف کردن و تبعات آن برای ما صحبت می‌کرد و در ادامه درباره پیرزنی می‌گفت که یک مرغ داشت و تخم‌مرغ‌هایش را به جبهه می‌فرستاد.آقاخسرو از بس ماجرای پیرزن را گفته بود که همه کلمه کلمه‌اش را حفظ بودم. طوری که پیش خودم می‌گفتم: آقا خسرو پدرمان را درآورده! من نمی‌دانم در آن بیابان برهوت چه چیزی را می‌خواستیم اسراف کنیم که نیاز به تکرار مکررات داشت؟!!با آقا خسرو صمیمی بودم. یک روز می‌خواستم به مرخصی بیایم، رفتم پیشش و به او گفتم: «میشه آدرس این پیرزنه رو به من بدی، چند تا مرغ و چندتا شونه تخم‌مرغ براش ببرم که دیگه دست از سر ما برداری؟» آقا خسرو خیلی خندید و دیگر هم از اسراف برایمان چیزی نگفت.

ارسال نظر






captcha
ارسال