فائزون| حماسه شهید جاویدی در عملیات حاج عمران

به بهانه سالگرد شهادت مرتضی جاویدی؛

حماسه شهید جاویدی در عملیات حاج عمران

برادر شهید «مرتضی جاویدی» گفت: برادرم فرمانده عملیات «والفجر ۲» در منطقه حاج عمران بود، در این عملیات پنج روز در محاصره دشمن بودند، روز سوم شهید صیاد شیرازی و محسن رضایی از طریق بیسیم به مرتضی گفتند «این منطقه مثل تنگه احد است عقب‌نشینی کنید» اما او گفت، ما می‌مانیم و نمی‌گذاریم داستان تنگه احد تکرار شود.

کدخبر : 38578 | تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۱۱/۸|۰۹:۲۳

به گزارش  فائزون به نقل از پایگاه خبری تحلیلی «عصرهامون»  مرتضی جاویدی معروف به سردار تنگه احد ۲۲ اسفند سال ۱۳۳۷ در روستای جلیان از توابع بخش نوبندگان فسا در استان فارس دیده به جهان گشود و ۷ بهمن سال ۱۳۶۵ در عملیات کربلای ۵ در شلمچه به شهادت رسید.

 جعفر جاویدی برادر این شهید والامقام گفت: اولین‌بار که مرتضی می‌خواست به جبهه برود پدر و مادرم بسیار نگران بودند. پدرم که به تیراندازی با تفنگ برنو مهارت داشت قبل از خداحافظی به او گفت «موقع شناسایی دشمن برای اینکه از دید دشمن پنهان شوی خود را پشت بوته‌های تیغ در منطقه استتار کن» برادرم با خنده گفت، باباجان جبهه مثل قبل نیست که فقط تفنگ برنو باشد با شلیک یک خمپاره سنگر به هوا می‌رود.

 وی افزود: برادرم فرمانده عملیات «والفجر ۲» در منطقه حاج عمران بود در این عملیات آنها پنج‌روز در محاصره دشمن بودند. روز سوم شهید صیاد شیرازی و محسن رضایی از طریق بیسیم به مرتضی گفتند «این منطقه مثل تنگه احد است عقب‌نشینی کنید» اما او گفت، ما می‌مانیم و نمی‌گذاریم تنگه احد تکرار شود و در نهایت در این عملیات پیروز شدند.

 جاویدی ادامه داد: بعدازاین عملیات مرتضی به همراه شهید صیاد شیرازی و رضایی به ملاقات امام خمینی (ره) رفتند، امام بر پیشانی او بوسه زد و دستش را بر روی دست مرتضی که در گچ بود کشید، برادرم بعد از بیرون آمدن از جماران گچ دستش را با تیر برق شکست و گفت «امام بر روی دستم دست کشیده و دستم خوب شده».


 رؤیای صادقه پدر برای شهادت مرتضی
 بردار شهید جاویدی گفت: وقتی مرتضی در جبهه بود پدرم خواب دید او توسط دشمن محاصره شده است، خواب را برای ما تعریف کرد و گفت پیگیری کنید ببینید او کجاست. او بعد از ملاقات با امام خمینی به فسا آمد و فهمیدیم در عملیات «والفجر ۲» محاصره شده بود و خواب پدرم رؤیای صادقه بوده است. یک‌مرتبه دیگر هم پدرم در خواب دید یک سید یک لنگه از کفش‌های او را می‌خواهد با او ببرد، او در خواب گفته بود حاضرم پول بدهم؛ اما کفشم را پس بده؛ اما او قبول نکرده بود فردای آن روز با ما تماس گرفتند و خبر شهادت مرتضی را به ما دادند و این خواب پدرم هم تعبیر شد.

 وی توضیح داد: من ۱۱ سال از مرتضی کوچک‌تر بودم و وقتی او به جبهه رفت من کلاس اول راهنمایی بودم. برادرم وقتی بعد از چند ماه دو سه روز به مرخصی می‌آمد مدام به دیدن خانواده‌های شهدا و جانبازان می‌رفت او بسیار متواضع، بااخلاص و شجاع بود که شجاعتش از ایمانش سرچشمه می‌گرفت.

 جاویدی گفت: هر موقع همسر مرتضی از او درباره فعالیتش در جبهه سؤال می‌پرسید او می‌گفت «با رزمندگان پشت‌جبهه کار می‌کنیم» وقتی برادرم به شهادت رسید دخترش زینب دوساله بود و فرزند دوم او به نام زهرا سه ماه بعد از شهادتش به دنیا آمد.

 وی ادامه داد: هر سال به مناسبت سالروز شهادت مرتضی کنار مقبره او واقع در روستای جلیان در ۲۵ کیلومتری فسا برایش یادواره برگزار می‌کنند و امسال هم همانند ساله‌ای گذشته این مراسم ۱۱ بهمن برگزار می‌شود.

 جاویدی گفت: هر سال سه تا چهارهزار نفر از هم‌رزمان و خانواده شهدا از سراسر کشور در مراسم یادبود مرتضی شرکت می‌کنند و یاد او را گرامی می‌دارند.

انتهای خبر/
 

ارسال نظر






captcha
ارسال