به گزارش فائزون به نقل از خبرگزاری فارس_حماسه و مقاومت؛ پسرشان «حمیدرضا شالباف» ۱۶ ساله بود که تیرماه ۱۳۶۱ در عملیات رمضان جاویدالاثر شد و ۱۳ سال بعد استخوانهای سوختهاش را برای پدر و مادرش آوردند.
در دزفول کمتر کسی است که حاج غلامرضا و همسرش نشناسد. این پدر و مادر شهید در محله مثل کوه محبت هستند. دستشان همیشه به خیر است و زبانشان شیرین و گیرا. همه بچههای مسجد عاشقانه دوستشان دارند و حرمتشان میکنند. آنان هم همیشه دعاگوی بچهها و اهل محل هستند.
حاج غلامرضا و همسرش از شروع جنگ رمضان هر شب پاتوقشان مسجد نجفیه دزفول است. حاجی درب مسجد میایستد و حدود ۳ ساعت پرچم تکان میدهد. بدون یک لحظه استراحت. همسرش هم بین خانم هاست و شور میبخشد، روحیه میدهد و از مردم پذیرایی میکند.
حاج غلامرضا شالباف درباره حضورشان در خیابان میگوید: «ما طی ۱۵۰ روز سعی کردیم در خیابان بمانیم؛ حاجخانم در کنار بانوان مسجد هست. حتی وقتی مهمان داشته باشیم آنها یا با ما همراهی میکنند یا در منزل میمانند ما به خیابان میرویم و برمیگردیم. این حضورمان تا وقتی هست که رهبر معظم انقلاب دستور بدهند. هیچ وقت هم خسته نمیشویم.»
این پدر شهید با اشاره به مقاومت مردم ایران در تمام دورانها بیان میکند: «ما در جنگ هشت ساله در زیر بمباران بعثیها مقاومت کردیم و هیچ وقت شهر را خالی نگذاشتیم. با توجه به اینکه شغل من آبیاری کانالها در غرب دز و جاده اهواز و هفتتپه بود، من در زیر بمبارانها ترککار نکردم. بهخصوص به دلیل اهمیت کشاورزی و آبرسانی به زمینهای کشاورزی. امروز هم مقاومت میکنیم تا پیروزی نهایی. ان شاءالله پیروزی نزدیک است.»
انتهای پیام/