فائزون|آرشیو
آرشیو
قزل گل محمدی شیخ محمدلو

«ننه قزل» مادربزرگ ۸۲ ساله‌ای که در حیاط خانه کوچکش با ترکش بمب های امریکایی به شهادت رسید

شب پیش از شهادت، سفره افطار و لبخند‌های پرمهرش گرم بود. اما فردا، ترکش بمباران دشمن، فرق مادری را شکافت که در روز‌های سخت دفاع مقدس پسرش را راهی جبهه کرد، برای همسایه‌اش خانه گرفت و هیچ‌گاه از ذکر خدا جدا نشد. شهیده «قزل گل محمدی شیخ محمدلو»، مادر ۸۲ ساله‌ای که عمری را با فداکاری زیست، هفت فرزند را پرورش داد و در حمله تروریستی به پایگاه مقداد در منطقه ۲ محله شریف به شهادت رسید. دخترش «نسترن شجاعی کیا»، فرزند ششم، روایتگر لحظه‌های ناب این مهر بی‌پایان است.

فائزون

از پزشکی تا خط مقدم مقابله با اسرائیل / روایت پدر شهید «عرفان کشاورزکیا» از مسیر زندگی که به یک باره تغییر کرد

«از پزشکی تا خط مقدم مقابله با اسرائیل»؛ این فقط یک تغییر رشته تحصیلی نبود، یک تغییر راهبردی در نگاه به زندگی بود. پدر شهید «عرفان کشاورزکیا» با چشمانی اشکبار، اما مملو از غرور، از پسری می‌گوید که روزی آرامش بیمارستان را به هیاهوی سخت‌ترین میدان‌های علمی و نظامی کشور ترجیح داد؛ چرا که با بصیرتی مثال‌زدنی، آیند‌ه‌ای را می‌دید که در آن، نسل امروز و آینده باید پرچمدار دفاع از آسمان ایران در برابر بزرگترین تهدید منطقه باشد.

شهید غلامرضا علیدادی

خواهرانم لباس رزمتان لباس عفتتان است

شهید غلامرضا علیدادی در وصیت‌نامه خودنوشت: پیامم به خواهرانم این است که حجاب اسلامی را رعایت کنند و بدانند که لباس رزمشان لباس عفتشان است.

شهید محرابی

سرلشکر شهید «غلامرضا محرابی» در قاب جبهه

مجموعه تصاویر سرلشکر شهید «غلامرضا محرابی» معاون اطلاعات ستاد کل نیرو‌های مسلح از شهدای شهرستان رامهرمز می‌باشد، توسط پایگاه خبری نوید شاهد منتشر می‌شود.

کوکب

۳ برادر که یک روز به شهادت رسیدند/ برادران مظفر؛ شهیدان ظفرمند «مرصاد»

سال ۱۳۶۷، عملیات مرصاد و شهادت سه برادر. حاج حسن، حاج علی و حاج رضا فرزندان رحم خدا مظفر در عملیات مرصاد به شهادت رسیدند و اگرچه خود را جا مانده از قافله شهدا می‌دانستند، اما چند روزی از اعلام پایان جنگ نگذشته بود که به آرزوی دیرینه خود دست یافتند.

شهید

خطاطی که مشق عشق را در میدان شهادت نوشت

سردار سرتیپ دوم پاسدار شهید «حاج عبدالرسول فتحی‌نیا»، از رویش‌های اصیل مکتب خمینی (ره) بود مردی که هم‌نشینی با قلم و هنر خطاطی را با صلابت رزمندگی در هم آمیخت. او که تمام عمرش را در مسیر خادمی اهل‌بیت (ع) و پاسداری از حریم ولایت سپری کرده بود، سرانجام در پیوند با عهدی که با مولایش بسته بود، در روزی که داغی جانکاه بر دل‌های منتظر نشست به ملکوت اعلی پرواز کرد.

شهید امیدی

او شهیدوار زندگی کرد؛ شهادت، مزد سال‌ها بندگی‌اش بود

«سحر ناظریان» همسر شهید والامقام مجتبی امیدی، شهید حمله رژیم صهیونیستی به زندان اوین، از مردی روایت می‌کند که از سال‌ها پیش آرزوی شهادت را در دل داشت و زندگی‌اش را با ایمان، مردم‌داری، عشق به اهل‌بیت(ع) و خدمت به خانواده و جامعه معنا کرده بود. او می‌گوید: «همسرم همیشه می‌گفت: دعا کن شهید شوم؛ شهادت برای او یک آرزو نبود، سبک زندگی‌اش بود.»

رهبری

آقاجان رفتی و انگار یک ایران از میان ما رفته است

چقدر خالی شدیم از بودنت. انگار یک ایران از میان ما رفته. تو را کجای سرزمینم پیدا کنم ایرانی‌ترین رهبر ایرانی؟!

فائزون

آیین تشییع رهبر شهید، بوی اویس می‌داد؛ عطر جامانده‌ها را

به چشم خود دیدم که جانم می‌رود ولی حتی نمی‌توانم بدرقه‌اش کنم.می‌گفتند باید برخاست ولی بال‌وپرم را چیده بودند.

رهبری

خاطرات منتشرنشده رهبر شهید از شعرخوانی در انجمن ادبی، علاقه به موسیقی و حضور در کلاس زبان

پیش از آنکه نام آیت‌الله شهید سیدعلی خامنه‌ای با رهبری انقلاب گره بخورد، سال‌هایی از زندگی‌شان در حجره‌های طلبگی، جلسات درس و تفسیر، محافل ادبی، بازداشتگاه‌های ساواک و تبعیدگاه‌های جنوب شرق ایران گذشته بود؛ سال‌هایی که بخشی از روایت آن اکنون در قالب خاطراتی منتشرنشده در دسترس قرار گرفته است.