آغاز عملیات و چهره‌های نورانی

کد مطلب: 38754  |  تاريخ: شنبه ۱۶ اسفند ۱۴۰۴  |  ساعت: ۱۰:۲۹


خاطره خودنوشت شهید جمشید سلیمانی قسمت «۲۶»

آغاز عملیات و چهره‌های نورانی

شهید «جمشید سلیمانی» در دفتر خاطرات خود می‌نویسد: «تا اینکه یک روز خبر به ما رسید که باید فوراً خود را برای عملیات آماده کنید باید از اینجا برویم به منطقه عملیاتی؛ حال آنکه هنوز کار فیلم هم تمام نشده بود خلاصه با تلاش و کوشش بی امان فیلم برداران در عرض دو روز قسمت بسیاری از فیلم را پر کردند و دیگر وقت ما بسر رسیده بود باید می‌رفتیم...» قسمت بیست و ششم خاطره این شهید بزرگوار را در نوید شاهد بخوانید.

به گزارش فائزون به نقل از نوید شاهد فارس، شهید «جمشید سلیمانی» یکم شهریور سال ۱۳۳۹ در شهرستان کازرون دیده به جهان گشود. دوران کودکی را در زادگاهش سپری کرد و در هفت‌سالگی راهی مدرسه شد. تحصیلات خود را تا مقطع سوم متوسطه ادامه داد. هم‌زمان با اوج‌گیری نهضت انقلاب اسلامی، به صف انقلابیون پیوست و حضوری فعال در فعالیت‌های انقلابی داشت. با آغاز جنگ تحمیلی، از جمله افرادی بود که با روحیه‌ای ایثارگرانه و پیش‌قدم، عازم جبهه‌های نبرد حق علیه باطل شد و در کنار دیگر رزمندگان اسلام به دفاع از میهن پرداخت. وی سرانجام ۲۰ فروردین سال ۱۳۶۶ در جریان عملیات کربلای ۸ منطقه شلمچه به شهادت رسید. پیکر پاکش در گلزار شهدای کازرون به خاک سپرده شد.

متن خاطره قسمت «۲۶»:

من و بهنام و مهدی و رضا و رحیم و چند تایی دیگر از برادران در یک چادر با هم می‌رزمیدیم و برادران سید مسلم عزیز آن شیر مرد تاریخ آن شیر مرد روز و زاهدان شب با عبدالرحمان و دیگر برادران در چادر گروهان ۲ می‌رزمیدند و خلاصه پهلوی هم رفت و آمد بسیار داشتیم و در کنار هم با یاری خدا و امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به رزم بی امان خود ادامه می‌دادیم.

تا اینکه یک روز خبر به ما رسید که باید فوراً خود را برای عملیات آماده کنید باید از اینجا برویم به منطقه عملیاتی؛ حال آنکه هنوز کار فیلم هم تمام نشده بود خلاصه با تلاش و کوشش بی امان فیلم برداران در عرض دو روز قسمت بسیاری از فیلم را پر کردند و دیگر وقت ما بسر رسیده بود باید می‌رفتیم.

لحظه موعود کم کم داشت فرا می‌رسید و رسیدن عاشق به معبود خود نزدیکتر می‌شد، دل‌ها رنگ دیگر به خود گرفته، به چهره‌های نورانی و بشاش برادران نگاه می‌کردم و حسرت می‌خوردم که چند صباحی دیگر بیشتر در بین ما نخواهند بود؛ دل‌ها مهربانی‌ها و محبت‌های بی دریغ برادران قلوب تازه ایی به خود گرفته بود که باور نکردنی بود.

وقتی به یاد محبت‌ها و مهربانی برادرانی، چون سید مسلم و بهنام و عبدالرحمان و دیگر شیر مردان تاریخ اسلام می‌افتم به خدا اشک در چشمانم جریان پیدا می‌کند و بغض گلویم را می‌گیرد.

ادامه دارد...



چاپ خبر