به گزاش فائزون؛ اما اگر دفاع مقدس را صرفاً در فاصله سالهای ۱۳۵۹ تا ۱۳۶۷ محدود کنیم، بخشی از تحولات امنیتی و نظامی چهار دهه اخیر را نادیده گرفتهایم. در روایت رسمی جمهوری اسلامی، از جنگ ۱۲روزه سال ۱۴۰۴ و جنگ رمضان که از ۹ اسفند ۱۴۰۴ آغاز شد نیز به عنوان ادامه تجربه دفاعی کشور یاد میشود؛ بهگونهای که در برنامههای هفته دفاع مقدس امسال از «دفاع مقدس اول، دوم و سوم» سخن گفته شده است.
دفاع مقدس اول، جنگی بود که دشمن از مرزهای زمینی وارد کشور شد. شهرها، روستاها و مناطق مرزی درگیر شدند و بخش بزرگی از جامعه در پشت جبهه و خطوط مقدم، به شکلهای مختلف درگیر جنگ شد. آنچه از آن دوره باقی مانده، تنها خاطره عملیاتها و نبردها نیست؛ بلکه مجموعهای از خاطرات انسانی از مقاومت، شهادت، جانبازی، اسارت، آوارگی و پایداری یک جامعه است.
سالها بعد، شکل مواجهه نظامی تغییر کرد. جنگ ۱۲روزه ایران و اسرائیل در خرداد ۱۴۰۴ نمونهای از جنگ مستقیم و گسترده میان دو طرف بود؛ جنگی که از ۲۳ خرداد آغاز شد و پس از ۱۲ روز با اعلام آتشبس در سوم تیر متوقف شد. در این درگیری، حملات هوایی و موشکی، مراکز نظامی و هستهای و همچنین مناطق شهری را تحت تأثیر قرار دادند و تلفات انسانی قابل توجهی بر جای گذاشتند.
اما جنگ رمضان، وارد مرحلهای دیگر شد.
۹ اسفند ۱۴۰۴، بار دیگر جنگی مستقیم علیه ایران آغاز شد؛ جنگی که ایالات متحده و اسرائیل در آن مشارکت داشتند و ایران نیز با حملات موشکی و پهپادی پاسخ داد. گزارشهای منتشرشده از آغاز این درگیری در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶، برابر با ۹ اسفند ۱۴۰۴، خبر میدهند.
اینبار، تجربه جنگ ۱۲روزه پشت سر کشور قرار داشت. جامعهای که یکبار دیگر طعم جنگ مستقیم را چشیده بود، با مرحلهای جدید و پیچیدهتر از رویارویی مواجه شد؛ مرحلهای که در آن علاوه بر حملات هوایی و موشکی، ابعاد منطقهای و اقتصادی و دیپلماتیک بحران نیز اهمیت پیدا کرد.
از این منظر، هفته دفاع مقدس امسال میتواند فرصتی برای نگاه کردن به سه مقطع متفاوت از یک تجربه تاریخی باشد: دفاع هشتساله، جنگ ۱۲روزه و جنگ رمضان. تفاوت این سه جنگ بسیار زیاد است؛ یکی جنگی هشتساله و عمدتاً زمینی بود، دیگری رویارویی مستقیم و کوتاهمدت ایران و اسرائیل، و جنگ رمضان نیز در ابعادی گستردهتر و با حضور مستقیم آمریکا و اسرائیل علیه ایران شکل گرفت.
اما یک عنصر در هر سه مقطع ثابت مانده است: امنیت کشور چیزی انتزاعی نیست؛ وقتی جنگ آغاز میشود، این مردم هستند که هزینه واقعی آن را میپردازند.
به همین دلیل، بزرگداشت دفاع مقدس نباید فقط به شمارش عملیاتها، تجهیزات و پیروزیهای نظامی محدود شود. باید از شهید و جانباز و آزاده گفت، اما همزمان از خانوادههایی گفت که عزیزانشان را از دست دادند؛ از شهرهایی که زیر آتش رفتند؛ از کودکانی که جنگ، بخشی از کودکیشان را از آنها گرفت؛ و از نسلی که با مفهوم ناامنی و دفاع بزرگ شد.
جنگ ۱۲روزه و جنگ رمضان نیز به نسل امروز یادآوری میکنند که تجربه جنگ، صرفاً متعلق به کتابهای تاریخ نیست. فاصله میان آرامش و جنگ میتواند بسیار کوتاه باشد و شکل جنگ نیز میتواند در هر دوره تغییر کند.
دفاع مقدس، در نهایت، یک نام برای گذشته نیست؛ یک حافظه جمعی است. حافظهای که باید از آن هم درس مقاومت و همبستگی آموخت و هم هزینههای سنگین جنگ را به یاد داشت.
شاید مهمترین پیام هفته دفاع مقدس همین باشد:
ملتی که تاریخ جنگ خود را فراموش نکند، بهتر میتواند ارزش امنیت، استقلال و صلح را درک کند.
انتهای پیام/ حسین تقی شاهبازی