خاطره ای از همسر شهید اسماعیل عودی

سفر آخر مظلومیت خاصی در چهره اش موج می زد خیلی اصرارش داشتم که بمان، مرخصی ات را تمدید کن اما او اصرار داشت که زودتر خود را به دیگر همرزمانش در منطق جنگی برساند رفت و پس از چند روز خبر شهادتش دلهای ما را داغدار کرد.

کدخبر : 6225 | تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۶/۷|۰۹:۰۳

فائزون خاطره ای به نقل از همسر شهید اسماعیل عودی را منتشر کرد.

از لشکر کرمان به عنوان اولین داوطلب اعزامی به جبهه بود 5 سال در جبهه جنگ جنگید. یکبار مجروح شد و به مدت یکسال درمان او طول کشید پس از درمان در دادگاه انقلاب و ارتش کرمان فعالیت داشت اما دوباره خود را برای رفتن به جبهه آماده کرد.

سفر آخر مظلومیت خاصی در چهره اش موج می زد خیلی اصرارش داشتم که بمان، مرخصی ات را تمدید کن اما او اصرار داشت که زودتر خود را به دیگر همرزمانش در منطق جنگی برساند رفت و پس از چند روز خبر شهادتش دلهای ما را داغدار کرد.

شب رفتن شهید خواب دیدم شهید رفت، اما یک مزرعه ای پر از گلهای قرمز رنگ به طرف ما نزدیک می شود.

ارسال نظر






captcha
ارسال